مرغ سبکبال
:متن ترانه
!الا مرغ سبکبال، سفید و خوش خط و خال، به بام خانه ی او، سَحر گشا پَر و بال
بگو نمیکنی یاد، ز یار مهربانت، چه شد که نشنیدهام، کلامی از لبانت!؟
سخن ز فتنه هایت، ای گل، گفتم نگفتم، از آن همه جفایت، ای گل، گفتم نگفتم!؟
به آن کمان ابرو، به آن دو چشم آهو، نگفتهام که باشد بالای چشمت ابرو
شدی فسانه دیگر، به بیوفایی، قلم کشیدی آخر، به نام آشنایی
شدی فسانه دیگر، به بیوفایی، قلم کشیدی آخر، به نام آشنایی
!الا مرغ سبکبال، سفید و خوش خط و خال، به بام خانه ی او، سَحر گشا پَر و بال
بگو نمیکنی یاد، ز یار مهربانت، چه شد که نشنیدهام، کلامی از لبانت!؟
سخن ز فتنه هایت، ای گل، گفتم نگفتم، از آن همه جفایت، ای گل، گفتم نگفتم!؟
به آن کمان ابرو، به آن دو چشم آهو، نگفتهام که باشد بالای چشمت ابرو
شدی فسانه دیگر، به بیوفایی، قلم کشیدی آخر، به نام آشنایی
شدی فسانه دیگر، به بیوفایی، قلم کشیدی آخر، به نام آشنایی
قلم کشیدی آخر به نام آشنایی
………
:نشانه ها