:متن ترانه
تنها ماندم، تنها ماندم
تنها ماندم، تنها ماندم، تنها با دل بر جا ماندم، چون آهی بر لب ها ماندم
راز خود به کس نگفتم، عشقت را به دل نهفتم
با يادت شبی که خفتم، چون غنچه سَحر شکفتم
دل من ز غمت فغان برآرد، دل تو ز دلم خبر ندارد، دل تو ز دلم خبر ندارد
پس از اين نخورم فريب چشمت، شرر نگهت اگر گذارَد، شرر نگهت اگر گذارَد
وصلت را ز خدا خواهم، از تو لطف و صفا خواهم، کز مِهرت بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی، تو بی من، من و غم تا کِی، دردی هست نبوَد درمانم؟
وصلت را ز خدا خواهم، از تو لطف و صفا خواهم، کز مِهرت بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی، تو بی من، من و غم تا کِی، دردی هست نبوَد درمانم؟
تنها ماندم، تنها ماندم، تنها با دل بر جا ماندم، چون آهی بر لب ها ماندم
چون آهی بر لب ها ماندم
تنها ماندم
:نشانه ها
ترانه سرا: عبدالله الفت
ترانه خوان: پروین زهرایی منفرد
ترانه ساز: همايون خرّم
.پخش از: ام. آر. سی
:جستار پیوسته