شد خزان
(خزان عشق)

:متن ترانه
شد خزان گلشن آشنایی، باز هم آتش به جان زد جدایی
!عمر من ای گل، طی شد بهر تو، وز تو ندیدم، جز بدعهدی و بیوفایی
با تو وفا کردم، تا به تنم جان بود، عشق و وفاداری، با تو چه دارد سود؟
آفت خرمن مِهر و وفایی، نوگل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت، آ...ه، دلم از غم خونین است، رَوش بختم این است
از جام غم مستم، دشمن می پرستم تا هستم
تو و مست از مِی به چمن، چون گل، خندان از مستی، بر گریه ی من
با دگران در گلشن نوشی مِی، من ز فراقت ناله کنم تا کِی؟
تو و مِی چون لاله کشیدنها، من و چون گل جامه دریدنها، ز رقیبان خواری
دیدنها، دلم از غم خون کردی، چه بگویم چون کردی، دردم افزون کردی؟
دردم افزون کردی
!برو ای از مِهر و وفا عاری، برو ای عاری ز وفاداری، که شکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم، که در وفایت شد طی، ستم به یاران تا چند، جفا به عاشق تا کی؟
نمیکنی ای گل یک دم یادم، که همچو اشک از چشمت افتادم
!تا کِی بی تو بود، از غم خون دل من، آه ها از دل تو؟
گرچه ز محنت، خوارم کردی، با غم و حسرت، یارم کردی
!مِهر تو دارم باز، بکن ای گل با من، هرچه توانی ناز
هرچه توانی ناز، کز عشقت میسوزم باز
:نشانه ها
ترانه سرا: رهی معیری
ترانه خوان: ویگن دردریان
ترانه ساز: جواد بدیع زاده
:جستار پیوسته