گفتم به چشم
:متن ترانه
گفت در عشق من، ار از جان توانی بگذری، آنگه بیا، گفتم به چشم، گفتم به چشم
گفت در راه نخستین، گر ز من رسواتری، آن گه بیا، گفتم به چشم، گفتم به چشم
گفت اگر داری به وصل من، امیدی بعد از این، باید از عالم کنی صرفنظر، گفتم به چشم
گفت باید نام مجنون، زنده گردانی به عشق، در جهان برپا کنی، شوری دیگر، گفتم به چشم
گفتم به چشم، گفتم به چشم، گفتم به چشم
!گفتمش ای بی وفا، جور و جفا با ما چرا، با رقیبان مهربانی، دشمنی با ما چرا
!ای سیه چشمون مگر، عاشق شدن باشد گناه، روز من کردی سیه، با دیده ی روشن چرا، آ...ه
!گفت گر مرا خواهی، با آتش عشقم، بسوز و گفت و گو مکن
!گه به شیدایی، گه به رسوایی، به جز من آرزو مکن
تا شود پنهان، این غم سوزان، شبم شود ستاره باران، جهان شود به کام یاران
گفت باید نام مجنون، زنده گردانی به عشق، در جهان برپا کنی، شوری دیگر، گفتم به چشم
گفتم به چشم، گفتم به چشم، گفتم به چشم
!گفتمش ای بی وفا، جور و جفا با ما چرا، با رقیبان مهربانی، دشمنی با ما چرا
!ای سیه چشمون مگر، عاشق شدن باشد گناه، روز من کردی سیه، با دیده ی روشن چرا، آ...ه
!گفت گر مرا خواهی، با آتش عشقم، بسوز و گفت و گو مکن
!گه به شیدایی، گه به رسوایی، به جز من آرزو مکن
تا شود پنهان، این غم سوزان، شبم شود ستاره باران، جهان شود به کام یاران
:نشانه ها
ترانه سرا: کمال الدّین خجندی
ترانه خوان: حسن خیاط باشی
ترانه ساز: نادر گلچین
تنظیم کننده آهنگ: نادر گلچین
زمان اجرا: ۱۳۵۵ هجری خورشیدی