بازگشته

 

 

 

 

 

:نت ترانه

 

 

 

 

:متن ترانه

 

 

اميد جانم ز سفر باز آمد، شِکر دهانم ز سفر باز آمد

عزيز آن که بی خبر، به ناگهان رَود سفر، چو ندارد ديگر دلبندی، به لبش ننشيند لبخندی

 

چو غنچه ی سپيده دم، شکفته شد لبم ز هم، که شنيدم يارم باز آمد، ز سفر غمخوارم باز آمد

 

همچنان، که عاقبت، پس از همه شب بدَمد سَحر، ناگهان، نگار من، چنان مَه نو آمد از سفر

همچنان، که عاقبت، پس از همه شب بدَمد سَحر، ناگهان، نگار من، چنان مَه نو آمد از سفر

من هم، پس از آن دوری، بعد از غم مهجوری، يک شاخه ی گل بردم به بَرش

يک شاخه ی گل بردم به بَرش

 

ديدم که نگار من، سرخوش ز کنار من، بگذشت و به بَر، يار دگرش

بگذشت و به بَر، يار دگرش

 

!وای از آن گلی که دست من بود، خموش و يک جهان سخن بود

خموش و يک جهان سخن بود

 

گل که شهره شد به بی وفايی، ز ديدن چنين جدايی، ز غصه پاره پيرهن بود

 

 

:نشانه ها

 

 

 

ترانه سرا: رحیم معينی کرمانشاهی

ترانه خوان: دلکش / عصمت باقرپور

ترانه ساز: علی تجويدی

دستگاه: بيات اصفهان

زمان اجرا: ۱۳۳۹ هجری خورشيدی

پخش از: مونو

 

 

:دانستنی

 

 

.این ترانه به دنبال ترانه ی سفر کرده سروده شده است