امید جان

 

 

 

 

:نُت ترانه

:متن ترانه

 

 

!تو ای امید جان من، ز دل شنو فغان من، چو رفتم از دیار تو، دگر مجو نشان من

 

!به نگاهم بنگر، به نگاهم بنگر، که تمنا ریزد از آن

!سخن از دل بشنو، که به نظاره تو، نگهم بگشوده زبان

موی تو قرارم بهم می زند، چشم تو به مستی رهم می زند

لب های تو خون در دلم می کند، یاد تو ز خود غافلم می کند

 

!آه، چه گنه کردم، به تو دل بستم، به بر آتش، ز چه بنشستم

!بلای جان، فتنه زمان، عشوه گری، برای دل، ای بلای دل، چون شرری، چون شرری

 

!بیا که سیل غمت مرا سوی خود کشاند، بُتا ز من تا خبر شوی، هستی ام نماند

 

موی تو قرارم بهم می زند، چشم تو به مستی رهم می زند

لب های تو خون در دلم می کند، یاد تو ز خود غافلم می کند

یاد تو ز خود غافلم می کند

 

 

:نشانه ها

 

 

ترانه سرا: رحیم معینی کرمانشاهی

ترانه خوان: دلکش / عصمت باقرپور

ترانه ساز: پرویز یاحقی

پخش از: آهنگ