موج آتش
(اشک من هویدا شد)
:نُت ترانه
:متن ترانه
اشک من هويدا شد، ديده ام چو دريا شد، در ميان اشک من، سايه ی تو پيدا شد
موج آتشی از غم، زان ميانه بر پا شد، اشک من هويدا شد، ديده ام چو دريا شد
!تو برفتی وفا نکرده، نگهی سوی ما نکرده، نکند ای اميد جانم، که نيايی خدا نکرده
!به ياری شکستگان چرا نيايی، چه بی وفا، چه بی وفا، چه بی وفايی؟
!به ياری شکستگان چرا نيايی، چه بی وفا، چه بی وفا، چه بی وفايی؟
اشک من هويدا شد، ديده ام چو دريا شد
تو که گفتی اگر به آتشم کشی، وگر ز غصه ام کُشی، تو را رها نمی کنم من
تو که گفتی اگر به آتشم کشی، وگر ز غصه ام کُشی، تو را رها نمی کنم من
نه کُشته ام تو را ز غم، نه آتشت به جان زدم، که می کِشی ز من تو دامن
اشک من هويدا شد، ديده ام چو دريا شد
آآ آآی چرا بَرَم نمانده رفتی، به سوز غم نشانده رفتی، به سوز غم نشانده رفتی؟
تو که گفتی اگر به آتشم کِشی، وگر ز غصه ام کُشی، تو را رها نمی کنم من
تو که گفتی اگر به آتشم کِشی، وگر ز غصه ام کُشی، تو را رها نمی کنم من
نه کشته ام تو را ز غم، نه آتشت به جان زدم، که می کِشی ز من تو دامن
اشک من هويدا شد، ديده ام چو دريا شد، در ميان اشک من، سايه ی تو پيدا شد
در ميان اشک من، سايه ی تو پيدا شد
:نشانه ها
