داد دل

:متن ترانه

 

آمده ام سِیر گل و سبزه کنم بهانه، دستت بگیرم سوی صحرا بشوَم روانه

گلبُن باران دیده، سبزه ی نو روییده، بزم طرب بهر تو چیده

لاله ی صحرا باده، کرده به جام آماده، شاهد گل چهره گشاده

 

شکوفا شده گل، بهر تماشای من و تو، نباشد ز چه در پای گلی، جای من و تو؟

چرا رو ننمایی، چو گل های بهاری، غمین از چه نشستی، غم از دست که داری؟

تو را جلوه ی رخسار و، جمال است و جوانی، که خوش باشی و داد دل، ز دنیا بسِتانی

 

تو دلکش تر و شیرین تر از آنی، که یک لحظه به تلخی گذرانی

چرا ارزش یاری نشناسی، چرا قدر محبت تو ندانی؟

شکوفا شده گل، بهر تماشای من و تو، نباشد ز چه در پای گلی، جای من و تو؟

چرا رو ننمایی، چو گل های بهاری، غمین از چه نشستی، غم از دست که داری؟

تو را جلوه ی رخسار و، جمال است و جوانی، که خوش باشی و داد دل، ز دنیا بسِتانی

 

:نشانه ها

ترانه سرا: عبدالله الفت

ترانه خوان: مرضیه / اشرف السادات مرتضایی

ترانه ساز: جواد لشگری

پخش از: رویال