علی بابا
:متن ترانه
آه، معشوقه ی تو کنیزکی چون ماه است، آه، کِی تو را در حریم آن گل راه است؟
!تو که عاشق بی سر و پایی، بدان که فنای وفایی
گل ناز تو در حرمسرا، دل خواجه رُباید، تو اسیر بلا
دیوانه ی رسوا، علی بابا، ز چه روی بنشستی به امید فردا!؟
به شب ها که تنها، سر شوریده را بر خاک ره می گذاری، به غیر از مرغ شب، کِی همدمی داری؟
نبینی تو او را، مگر یک شب ز شب ها، که در خواب تو آید، ولی کِی همچو رؤیا، لحظه ای پاید؟
آه، معشوقه ی تو کنیزکی چون ماه است، آه، کِی تو را در حریم آن گل راه است؟
!تو که عاشق بی سر و پایی، بدان که فنای وفایی
به شب ها که تنها، سر شوریده را بر خاک ره می گذاری، به غیر از مرغ شب، کِی همدمی داری؟
نبینی تو او را، مگر یک شب ز شب ها، که در خواب تو آید، ولی کِی همچو رؤیا، لحظه ها پاید؟
آه، معشوقه ی تو کنیزکی چون ماه است، آه، کِی تو را در حریم آن گل راه است؟
:نشانه ها