بردی از یادم

:متن ترانه

 

بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم، دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم

!دل به تو دادم، فتادم به بند، ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آن همه پیمان، که از آن لب خندان، بشنیدم و هرگز، خبری نشد از آن؟

!کِی آیی به برم، ای شمع سَحرم، در بزمم نفسی، بنشین تاج سرم، تا از جان گذرم؟

!پا به سرم نِه، جان به تنم ده، چون به سر آمد، عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبار غم، زان که من در دیار غم، گشته ام غمگسار غم

امید اهل وفا تویی، رفته راه خطا تویی، آفت جان ما تویی

بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم، دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم

!دل به تو دادم، فتادم به بند، ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد به راهت هنوز

 

:نشانه ها

ترانه سرا: پرویز خطیبی

ترانه خوانان: دلکش / عصمت باقرپور – ویگن دردریان

ترانه ساز: مجید وفادار

دستگاه: بیات اصفهان

پخش از: آهنگ

 

:جستار پیوسته