شهر غم
:متن ترانه
خسته و در به در شهر غمم، شبم از هر چی شبه سیاه تره
زندگی زندون سرد کینه ها، روی دلم زخم هزار تا خنجره
چی می شد اون دستهای کوچیک و گرم، روی سرم دست نوازش می کشید؟
بستر تنهایی و سرد من رو، بوسه ی گرمی به آتش می کشید
چی می شد توی خونه ی کوچیک من، غنچه های گل غم وا نمی شد؟
چی می شد هیج کسی تنهام نمی ذاشت، جز خدا هیچ کسی تنها نمی شد؟
من هنوز در به در شهر غمم، شبم از هر چی شبه سیاه تره
زندگی زندون سرد کینه ها، روی دلم زخم هزار تا خنجره
من هنوز در به در شهر غمم، شبم از هر چی شبه سیاه تره
زندگی زندون سرد کینه ها، روی دلم زخم هزار تا خنجره
:نشانه ها
