:متن ترانه
بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم، دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
!دل به تو دادم، فتادم به بند، ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان، که از آن لب خندان، بشنیدم و هرگز، خبری نشد از آن؟
!کِی آیی به بَرم، ای شمع سحرم، در دام هوسی، ، بنشین تاج سرم، تا از جان گذرم؟
!پا به سرم نِه، جان به تنم دِه، تا به سر آید، عمر بی ثمرم
شکسته در دل غبار غم، زان که من در دیار غم، گشته ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی، آفت جان ما تویی، رفته راه خطا تویی
بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم، دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
!دل به تو دادم، فتادم به بند، ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد، به راهت هنوز