زهره

         

 

 

 

 :متن ترانه

 

ياد از آن روزی که بودی، زهره يار من، دور از چشم رقيبان، در کنار من

حاليا خالیست جايت، ای نگار من، در شام تار من، آخر کجايی زهره؟

 

 

ياد داری زهره آن روزی که در صحرا، دست اندر دست هم، گردش کنان تنها

راه می رفتيم و، در بين شقايق ها، بود عالم ما را، لطف و صفايی زهره

 

بود هنگام غروب، آن روز افق زيبا، ايستاديم از برای ديدنش آنجا

تکيه تو بر سينه ام دادی، سر خود را، گفتيم و گفتن ها، بس رازهايی  زهره

 

چون يقين کردی که در عشقت گرفتارم، سرد گشتی و نمودی، اين چنين خوارم

خود نکردی فکر آخر، نازنين يارم، من همچو تو دارم، آخر خدايی زهره

 

!ای باغ صبا، بهر خدا، بوی که داری، عزیزم بوی که داری

اين بوی خوش از، سلسله موی که داری، جانم جانم موی که داری، حبیبم موی که داری

 

خرّم شده بُستان، ز تو ای باد بهاری، اين خرمی از روی که و، بوی که داری!؟

بوی که داری، ای عزيز بوی که داری!؟

 

!آآآی، ای کاش بدانستم، یه آرزوی دل ، تا هدهد دل، آرزوی روی که داری

تا هدهد دل، آرزوی روی که داری

جانم جانم روی که داری، عزیزم بوی که داری

 

!آآآی، بيا دل، دل، دل، آآی

 

ماآآ سوی دل، از جمله جهان، سوی تو داریم

تو روی، تو روی دل جلوه ی جان، بوی که داری، عزیزم روی که داری، حبیبم سوی که داری؟

 

گر ديده مؤید، گر دیده مؤید به چه فکر تو پريشان

در سر و گردن، بیشه ی گیسوی که داری؟

ای عزيز دل، در سر و گردن، پیچش گیسوی که داری، که داری؟

 

 

:نشانه ها

 

 

 

 

ترانه سرا: جهانگير تفضلی

ترانه خوان: داريوش رفيعی

ترانه ساز: (محلی)

تنظیم کننده آهنگ: ارکستر / گروه نوازندگان مجيد وفادار

دستگاه: سه گاه

پخش از: شهرزاد

 

 

:جستار پیوسته