زهره

:متن ترانه

 

!رختخواب مرا مستانه بنداز، توی پیچ پیچ ره میخانه بنداز

 

عزیزُم سوزن دست تو بودُم، میون پنجه و، دست تو بودُم

نازنینُم، مه جبینُم، بخوابُم بلکه در خوابت ببینُم

 

یاد از آن روزی که بودی، زهره یار من، دور از چشم رقیبان، در کنار من

حالی و خالی است جایت، ای نگار من، در شام تار من

 آخر کجایی زهره؟

 

یاد داری زهره آن روزی که در صحرا، دست اندر دست هم، گردشکنان تنها

راه می رفتیم و در بین شقایق ها، بود عالم ما را

 لطف و صفایی زهره

 

چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم، سخت گشتی از من و، کردی چنین خوارم

خود نکردی ز اکراهت، نازنین یارم، من همچو تو دارم

 آخر خدایی زهره

 

بود هنگام غروب آن روز، افق زیبا، ایستادیم از برای دیدنش، آن جا

تکیه تا بر سینه ام دادی، سر خود را، گفتیم و گفتنها

 بس رازهایی زهره

:نشانه ها

 

ترانه خوان: داریوش اقبالی

ترانه ساز: مجید وفادار

تنظیم کننده آهنگ: محمد حیدری

زمان اجرا: ۱۳۵۲ هجری خورشیدی

:جستار پیوسته