:متن ترانه
!ای بهار من، ای نگار من، بیا بیا بنشین به بَرم، که بی تو، از خود بی خبرم، تو راحت جانی
!مِی به جام تو، غم به کام من، به ساغری بنشان شررم، بیا بیا بنشین به بَرم، به عهد و پیمانی
!می سوزد همه پیکر من، بنشان با لبت اخگر من، بشکن ساغر مِی به سر من
تو نشنوی فریاد مرا، تو برکنی بنیاد مرا، به جور و بیدادی
چو جام جانم را شکنی، اگر نظر بر ما فکنی، بجای فریادی؟
!ای صافی پارسیما، بنما کرَمی با ما، یک جرعه شرابی ما را
!مست از مِی نابم کن، از باده خرابم کن، پُر کن قدح مینا را
ماییم و گدای خانه ی مِی، شاد این دل ما ویرانه ی مِی
بنگر به دل بشکسته ی ما، در پای خود ای مستانه ی مِی، با ما مستی، با ما مستی ها تا کِی!؟
!بیا بیا بنشین به بَرم، که بی تو از خود بی خبرم، تو راحت جانی
!به ساغری بنشان شررم، بیا بیا بنشین به بَرم، به عهد و پیمانی
:نشانه ها
ترانه سرا: منیر طاها
ترانه خوان: فتانه اقبالی
ترانه ساز: علی تجویدی
تنظیم کننده آهنگ: هومن محمدی
آلبوم: انسان
زمان اجرا: ۱۳۸۹ هجری خورشیدی / ۲۰۱۰ میلادی
:جستار پیوسته