:متن ترانه
اگر باغم، ولی همسایه ی مرگ، اگر پاییزی ام، از برگ تا برگ
اگر از درد تو، خسته ترینم، اگر از کوچ تو، خانه نشینم
اگر از تو، به تن جامه دریدم، اگر از تو، به خودسوزی رسیدم
!تو رو می بخشم، ای مغرور شبگرد، تو رو می بخشم، ای تنهاترین مرد
من از تو تازه ام، اما پیرم از تو، من از تو سرخوش و، دلگیرم از تو، من از تو زنده و، می میرم از تو
!تو را می خواهم ای مرهم، ای درد، تو رو می بخشم ای مغرور، ای مرد
من و بی تو، عذاب شب شمردن، من و بی تو، به گریه دل سپردن
من و از مرگ لحظه، جان گرفتن، من و در ماتم هر لحظه، مردن
!نمی دانی چه دلتنگم، چه دلتنگ، از این شب های با اندوه بی رنگ
اگر باغم، ولی همسایه ی مرگ، اگر پاییزی ام، از برگ تا برگ
اگر از درد تو، خسته ترینم، اگر از کوچ تو، خانه نشینم
اگر از تو، به تن جامه دریدم، اگر از تو، به خود سوزی رسیدم
!تو رو می بخشم، ای مغرور شبگرد، تو رو می بخشم، ای تنهاترین مرد
من از تو تازه ام، اما پیرم از تو، من از تو سرخوش و، دلگیرم از تو، من از تو زنده و، می میرم از تو
!تو را می خواهم ای مرهم، ای درد، تو رو می بخشم ای مغرور، ای مرد، تو رو می بخشم، ای تنهاترین مرد