رقيب

:متن ترانه

 

جان تو، جان او، جانم قربان او

 

!ای رقيب، ای دشمن من، دشمن جان و تن من، بُرده ای زيبای ما را، خود گرفتی جای ما را

لعل لب او نوش تو، يغمای عقل و هوش تو، راز وفاداری چو من، می خوانَد او در گوش تو

جان تو جان او، جانم قربان او

 

می خواهم از خدايم، که سر نَهم به پايت ، فنا شَوم برايت

جان تو جان او، جانم قربان او

 

او قرار جان من بود، يار هم پيمان من بود، از بَرَم او را ربودی، در کنار او غنودی

من رفتم و تو آمدی، آتش به جان من زدی، تا بر سر پيمان بوَد، هرگز مکن با او بدی

جان تو جان او، جانم قربان او

 

 ز عشق او تو مستی، دل مرا شکستی، بَرَش کنون که هستی

جان تو جان او، جانم قربان او

 

:نشانه ها

ترانه سرا: ناصر  رستگارنژاد

ترانه خوانان: دلکش / عصمت باقرپور – ويگن دردریان

ترانه ساز: عطاالله خرّم

تنظیم کننده آهنگ: ارکستر / گروه نوازندگان رادیو

زمان اجرا: ۱۳۴۴ هجری خورشیدی

پخش از: رویال