بُهت

:متن ترانه

 

توی بُهت چشم من، درد ناباوریه، فصل سرد عشق ما، رنگ خاکستریه

دردی که من می کِشم، اگه کوه هم می کشید، ذرّه ذرّه می تکید، قطره قطره می چکید

 

می تونست با دست تو، بُهت من ویرون بشه، فصل زرد قصّه هام، ظهر تابستون بشه

قصه ی یقین عشق، توی دفترم بودی، توی آیینه ی شعر، شکل باورم بودی

 

من از خوشباوری هام، به ویرونی رسیدم، تو را یک لحظه نزدیک، یه لحظه دور می دیدم

از تب ناباوری، گُر گرفته تن من، سهم من از تو اینه، چکه چکه آب شدن

 

دروغ آخرینی، که من از تو شنیدم، خودت بودی که از تو، به ویرونی رسیدم

از تب ناباوری، گُر گرفته تن من، سهم من از تو اینه، چکه چکه آب شدن

از تب ناباوری، گُر گرفته تن من، سهم من از تو اینه، چکه چکه آب شدن

 

:نشانه ها

ترانه سرا: اردلان سرفراز

ترانه خوان: ستار / عبدالحسن ستارپور

ترانه ساز: فرید زلاند

تنظیم کننده آهنگ: منوچهر چشم آذر

آلبوم: دیسکو – ۷

زمان اجرا: ۱۳۵۴ هجری خورشیدی

پخش از: استریو دیسکو