فال قهوه
:متن ترانه
!ببخشید خانم، می خواستم فال قهوه بگیرم
!خانم فعلاً سرشون شلوغه، بفرمایید بنشینید تا نوبتون بشه
متشکرم
.الان یه فنجون قهوه هم براتون می آرم
.خواهش می کنم
!بفرمایید، اینهم قهوه
.باز هم متشکرم
!بفرمایید آقا، نوبت شماست
!بله، بفرمایید، خواهش می کنم
.سلام خانم
!سلام آقا، لطفاً فنجون قهوه تون بدهید ببینم
!ای غافل از حال من، برگشته اقبال من، بازآ، ببین فال من، دستم به دامان تو
!بنشین بنشین دَم مزن، بشنو سخن ها ز من، بشنو که گویم سخن، از نقش فنجان تو
!با من بگو مو به مو، از عشق و از آرزو، با پاکی دل بگو، هر چه دانی از سرنوشتم
زین نقش پُر پیچ و خَم، هر چه دانم بیش و کم، گویم به مویت قسّم، چاره جویی باشد سرشتم
یک کاغذ، لابد قبض تلفنه، یک خبر، اونهم قهر نامزد عزیزمه
یک سفر، اُه، سفر به کره ی مریخ نباشه!؟
نه نه نه، ببین چی می بینم، چی؟
!تصویر عروس و داماد، ای داد بیداد، این تصویر اگر از من باشد
!حسرت بر حال تو خوردم، نگو که مُردم
!آینده ی تو روشن باشد، آینده ی تو روشن باشد، کاش این سعادت از من باشد
!بشنو ز من این خبر، تا یک دو روز دگر، تو را عشق تازه تر، به شوق و شور آورَد
بگو با من از کجا، این شعله خیزد به پا، تا سوزد جان مرا، تاب از دل من بَرَد!؟
!دُرست این فنجون قهوه را نگاه کن، آهان
نقشی به فنجون بوَد، چون ماه تابان بوَد، خوشحال و خندان بوَد، دست خود را آرَد به سویت
!یک بار دیگر بگو، این دلبر فتنه جو، زنگ غم از دل بشوی، وَه چه شادم از گفت و گویت
موی او؟ بوَد طلایی، عجب بلایی! اندام او چون سرو شیراز
چشمانش؟ به رنگ آبی، این شد حسابی، از نگاه او خوانی صد راز
!صبر کن، صبر کن ببینم، اینهایی که می گی همه اش نشانه ی خودِ توست
این شد حسابی، از نگاه تو جویم این راز، آمدم اگر گیری فالم، تو بودی نشان اقبالم
آمدم اگر گیری فالم، تو بودی نشان اقبالم
:نشانه ها

ترانه سرا: کریم فکور
ترانه خوانان: الهه / بهار غلامحسینی – ویگن دردریان
تنظیم کننده آهنگ: ارکستر / گروه نوازندگان رادیو
زمان اجرا: ۱۳۴۳ هجری خورشیدی
پخش از: کنسرسیوم پخش صفحه ایران