اسب مجار

 

:متن ترانه

 

آ...آ...آ    آ...آ...آ

 

یادت می آد، اسب مجار، یه روز با هم، رفتیم شکار؟

اون روز که توی درّه، زدیم یه آهو برّه، زدیم یه آهو برّه

پیِ یه گوزن ماده، پرت افتادیم از جاده

خیلی تقلّا کردیم، تا راه رو پیدا کردیم، تا راه رو پیدا کردیم

 

وقتی به دِه رسیدیم، یادت می آد، چی دیدیم؟

یه دختری، چشم انتظار، می خوند غمگین و بیقرار، می خوند غمگین و بیقرار

 

!خدایا، نیومد او، نیومد او، نیومد، پلنگم رفت، پیِ آهو، نیومد او، نیومد

چوپون با گلّه هاش، برگشت از کوه، ستاره زد، سَحر شد، او نیومد

ستاره زد، سَحر شد، او نیومد

وقتی صدای پا شنید، بلند شد و، جلو دوید

گفت: بگذریم، چی گفتی، چی گفتیم، چی شنفتیم؟

!اسب مجار، اسب مجار، دلم نمی گیره قرار، آخه، آن یار بی وفا، با دیگری کرده فرار

آ...آ...آ     آ...آ...آ

آ... آ...آ...آآ...آ...آآ... یا...هاها... هاها...آآ... اما...ن

!اسب مجار، اسب مجار، دلم نمی گیره قرار، دلم نمی گیره قرار، دلم نمی گیره قرار

..........

 

:نشانه ها

 

ترانه سرا: نوذر پرنگ

ترانه خوانان: راشین / مهری ورزداری و ایرج / حسین خواجه امیری – راشین

ترانه ساز: عطاالله خرّم