حیران

:متن ترانه
نه بیمارم، نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم، خبر دارم، خبر دارم
گهی با جان، گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم، بیزارم، بیزارم
گهی خُمهای در جوشم، گهی خمار مینوشم
گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب هشیارم، هشیارم
نه بیمارم، نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم، گهی با جان، گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم، گهی آنم، گهی اینم
گهی آنم، گهی اینم، گهی سر در گریبانم
!چه غوغایی است در این عالم، که من حیرانِ حیرانم، حیرانم
!چه غوغایی است در این عالم، که من حیرانِ حیرانم، حیران حیرانم
گهی در شور و در سازم، گهی با غصه دمسازم، گهی تا عرش می تازم، گهی با ذرّه می سازم
گهی شاد و غزلخوانم، گهی از درد بی تابم، گهی از درد بی تابم، بی تابم، بی تابم
نه بیمارم، نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم
چه غوغایی است در این عالم، که من حیرانِ حیرانم؟
چه غوغایی است در این عالم، که من حیرانِ حیرانم، حیرانم، حیرانم؟
گهی آنم، گهی اینم، نه بیمارم، نه خوشحالم
!چه غوغایی است در این عالم
!چه غوغایی است در این عالم
!چه غوغایی است در این عالم، که من حیرانِ حیرانم
حیران حیرانم، حیران حیرانم
حیران حیرانم، حیران حیرانِ
حیران حیرانم
:نشانه ها
ترانه سرا: جلال الدّین محمد بلخی / مولوی
بازسازی از: آی نغمه
زمان اجرا: ۱۴۰۵ هجری خورشیدی / ۲۰۲۶ میلادی