یاس پَرپَر
:متن ترانه
ما به نیمه ره سرنوشت، روزی آخر به هم رسیدیم
لحظه های خوشی بود و ما، قصّه ی عشق هم شنیدیم
گر آن روز صبح امید و آشنایی ها بود، روز دگر شام تاریک جدایی ها بود
بگرفتم پنهان کردم، گل یاسی از دستت، به نگاهی در تو خواندم، غمی از چشم مستت
در آن روز پُر از نسترن، همه بُستان بود، می دیدم گل صحراها، همه خندان بود
دست باد سر راه ما، گُهر افشان بود
گُهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم، گل یاسی از دستت، به نگاهی در تو خواندم، غمی از چشم مستت
آه، چه شد آخر که از هم جدا گشتیم، با غم دوری آشنا گشتیم!؟
در دستم گل یاس پَرپَر شد، چرا پَرپَر شد، چرا آن آتش خاکستر شد، چرا خاکستر شد؟
چرا خاکستر شد؟
در آن روز پُر از نسترن، همه بُستان بود، می دیدم گل صحراها، همه خندان بود
دست باد سر راه ما، گُهر افشان بود
گُهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم، گل یاسی از دستت، به نگاهی در تو خواندم، غمی از چشم مستت
:نشانه ها

ترانه سرا: پرویز وکیلی
ترانه خوان: ویگن دردریان
ترانه ساز: عطاالله خرّم
زمان اجرا: ۱۳۴۴ هجری خورشیدی
پخش از: آهنگ روز