هرگز نمی شد باورم

 

 

 

 

 

:متن ترانه

 

 

هرگز نمی شد باورم، اين برف پيری بر سرم، سنگين نشيند چنين

من بودم و، دل بود و مِی، آواز من آوای نِی، هر گوشه می زد طنين

 

!اکنون منم حيران، ز عمر رفته سرگردان، ای خدای من

 

با اين تن خسته، هزاران ناله بنشسته، در صدای من

 

ای عشق نافرجام من، رفتی کجا ، ای آرزوی خام من، رفتی کجا !؟

!آن دوره ی آشفتگی های تو کو، ای عمر ناآرام من، رفتی کجا؟

 

!تو بخوان شب، همه شب، برايم ای مرغ سَحر، که دل خسته ی من، در آمد از سينه به در

تو سبکبالی و من، اسير بشکسته پَرَم، تو پُر از شوری و من، ز عالمی خسته ترم

!اکنون منم حيران، ز عمر رفته سرگردان، ای خدای من

 

 

!تو بخوان، تو بخوان، به گوش اهل جهان، که خبر شود از، شتاب اين کاروان

 

 

:نشانه ها

 

ترانه سرا: رحيم معينی کرمانشاهی

ترانه ساز: جواد لشگری

بازسازی از: آی میوزیک

 

:جستار پیوسته